خرید بک لینک
گر چه افتاد, ز زلفش گرهی در کارم همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام خون دل عکس برون میدهد از رخسارم پرده مطربم از دست برون خواهد برد آه اگر زان که در

برچسب: نویسنده: ابوالفضل عابدی تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 12:12

خدایا, به لوح و قلم سوگندبه راز وجود و عدم سوگند به آشفته حالی که بر خاکت زند بوسه ها دم به دم سوگند به مرغ اسیری که در قفسی غریبانه سر زیر پر دارد به مرز فراتر از اوج فلک به پرواز مرغان نظر دارد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل عابدی تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 12:12

هست شب، یک شب دم کرده و خاک، رنگ رخ باخته است باد، نوباوه ابر، از بر کوه، سوی من تاخته است هست شب، همچو ورم کرده تنی، گرم در استاده هوا هم از این روست نمیبیند اگر، گمشدهای راهش را با تنش گرم،

برچسب: نویسنده: ابوالفضل عابدی تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 12:12

صفحه بندی